آقا ماهانآقا ماهان، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

ميوه باغ زندگيمون آقا ماهان

انتظار شيرين

1392/2/11 6:36
نویسنده : راحيل و صباح
183 بازدید
اشتراک گذاری
منتظر يه مهمونم / شبيه حسِ آرامش يه آغش پر از مهرو / زلال و خالي ازخواهش سلام عزيز دل مامان و بابا الاهي كه مادر فدات بشه پسر گلم امروز وارد هفته ٣٥ بارداري شدم از خداي مهربون ممنونم كه تو رو به ما هديه داد. مامان تازه موفق شده وبلاگ درست كنه تا بتونه براي پسر گلش بنويسه من توي اين چند ماهي كه گذشته شب و روز به تو فكر كردم به لحظه اي كه تو رو توي بغلم بگيرم و اون روي ماهت رو ببوسم. بابات خيلي دوست داره لحظه شماري ميكنه براي ورود شما توي خونه راه ميره با تو حرف ميزنه صدات ميزنه در ضمن شعري كه اول مطلب نوشتم رو بابائي برات گفته باباي گلت همش مراقب من و شما هست توي كارهاي خونه كمكم ميكنه برامون آب ميوه طبيعي ميگيره هر وقت كه ميخوام برم دكتر باهامون مياد تا الان هيچ موقع تنهام نذاشته تازه قراره كه از اول زايمان كنارم باشه بند نافت رو هم بابائي قيچي ميكنه خودش ميگه طاقت ندارم درد كشيدنت رو ببينم اما ما اينجا تنهائيم هيچ كس پيشمون نيست چون وجودش به من آرامش ميده ازش خواستم كنارم باشه خلاصه يه باباي مهربون خدا نسيبت كرده كه انشاالله سايش از بالا سرمون كم نشه و خدا حفظش كنه. چند ماهه پيش تصميم گرفتيم كه زندگيمون رو عوض كنيم و صاحب بچه بشيم كه خداي مهربون شما رو به ما هديه داد اوايل بارداري خيلي حال ماماني بد بود اصلاً نميتونستم غذا بخورم و يا توي خونه بمونم از همه بوهاي غذاها و حتي از بوي خونه متنفر بودم و تا ماه پنجم اين حالت ادامه داشت بعد از اون دل درد، كمردرد و سردردهام شروع شد كه كماكان هنوز ادامه داره اما پسر گلم مامان همه اينهارو تحمل ميكنه چون عاشق تو هست. تا الان پنج بار سونوگرافي رفتيم و تو رو ديديم من و بابات كلي ذوغ مرگ شديم وقتي تو رو ديديم و صداي قلبت رو شنيديم داشتيم از خوشحالي پرواز ميكرديم ، هفته ١٨ بارداري وقت سونو داشتم و قرار بود كه بگن جوجه ما آقا پسره يا دخمره اما قانون اين كشور اجازه نداد كه سونوگرافي اعلام كنه اما چند روز بعدش از دكتر باهام تماس گرفتن و گفتن جوجتون آقا پسره كلي خوشحال شدم بابائي داشت ميرفت توي پاركينگ كه ماشين رو برداره بره سره كار من هم با ذوق رفتم پشت پنجره از طبقه ششم داد زدم گفتم نينيمون پسره بابائي سره جاش خشك شد اشك تو چشماش جمع شد بابائي ميگه هيچ موقع اين صحنه رو فراموش نميكنم اولين باري كه توي شكمم تكون خوردي شكه شده بودم كلي گريه كردم و باهات حرف زدم از اون به بعد شدي همدم تنهائيهاي مامان و همش باهات درد و دل ميكردم با وول خوردنهات كلي اميد به مامان دادي تازه بابائي سرش رو ميزاره رو شكمم وقتي تو تكون ميخوري كلي قربون صدقت ميره ، مادر جون رقيه يك روز قبل از اينكه جنسيتت مشخص بشه برات كلي وسائل خريده بود چون قرار بود خاله هدي از ايران بياد و وسائلات رو بياره وقت نداشت كه صبر كنه اما مادر جون ميگفت من مطمئنم كه پسره و همه لباسهاتو پسرونه خريده بود فقط چند تا لباس دخترونه هم خريده بود گفتم شايد دختر باشي اما فهميديم يه آقا پسر گل تو راه هست تا الان دو مرتبه مادر جون برات سيسموني داده به خاله هدي و خاله سپيده و برامون از ايران آوردن تخت خواب و كالسكه شما رو هم عمه سحر هديه داده من و بابائي هم وسائلاتو چيديم منتظر ورود شما هستيم از خداي مهربون ميخوام كه مواظبمون باشه تو اين ماه آخر هم مشكلي پيش نياد و شما صحيح و سالم به دنيا بيائي
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

نغمه از تهران
11 اردیبهشت 92 17:39
سلام
وبت عالیه
به منم سر بزن
منتظرم-----------


سلام عزيزم
اميدوارم حالتون خوب باشه من تازه وارد اين سايت شدم اما حتماً به وبلاگتون سر ميزنم خوشحال ميشم بيشتر با هم در ارتباط باشيم من خيلي تنها هستم و پر از استرس برام دعا كن عزيزم
مامان محمدرضا
12 اردیبهشت 92 3:54
سلام خاله جونی روزت مبارک
میشه به وبلاگم یا لینک زیر بیایید و بهم رای با امتیاز 5 رو بدید آخه فقط 4 روز مونده رای کم دارم خواهش میکنم دلمو نشکن. مرسییییییییی
راستی اسمم رو باید تو حروف سین جستجو کنید.
سید محمدرضا غفاری مرسییی
http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=6


سلام عزيزم ممنون حتماً به وبلاگتون سر ميزنم اما تازه وارد اين سايت شدم و كمي ناوارد اگر راهنمائيم كني ممنون ميشم
مامان ماهان
12 اردیبهشت 92 10:52
سلام؛ايشالله به شادي و سلامتي زايمان كني عزيزم؛ گل بسرامون همنامند؛


سلام به شما دوست عزيز ممنونم خوشحالم كه با هم يك سليقه هستيم من هنوز نميدونم چطور ميشه لينك دوستان رو پيدا كنم انشاالله پسر گلتون صحيح و سالم زير سايه پدر و مادر بزرگ بشه❤❤❤
مامان آیلا
12 اردیبهشت 92 11:09
به سلامتی ان شا اله آقا پسر گل هم به زودی بغل مامانی می آید .


سلام خانمي ممنون بابت دعاي زيباتون 🌹🌹🌹
مامانی محمد طاها
12 اردیبهشت 92 12:57
سلام سلام وای که چه دوران پر احساسی رو میگذرونی
خوشحال میشم تبادل لینک کنیم
این دوران خیلی زود میگذره
شما کدوم کشور هستین؟



سلام عزيزم خوبيد انشاالله
لطف داري عزيزم من شهر تورنتو در كشور كانادا هستم
من نميدونم چطور ميتونم لينك شمارو پيدا كنم اگر راهنمائي كنيد ممنون ميشم
مامان علی مرتضی
12 اردیبهشت 92 23:11
سلام خوبین؟من طبیعی زایمان کردم وقبل از اون روز روش زایمان کلی تحقیق کردم در مورد زایمان بی درد باید بگم اون ماده ی بیهوشی باعث میشه بدنت بی حس بشه ونتونی زور بدی من اینو از کسی که این روشو انتخاب کرده شنیدم البته مطمئن نیستم همه اینطوری میشن یا نه.بعد توی اینترنت خوندم که این ماده ی بی حسی بعدها اثر بد روی بچه داره.واسه همین من روش کاملا طبیعی رو انتخاب کردم توی مدت بارداری مراقبت داشتم از لحاظ معنوی میگم وموقع زایمانم الله،محمد،علی از یادم نرفت وحتی ی جیغم نزدم ومرتب صلوات میفرستم زایمان من ی معجزه بود انشالله برای شما همین طور باشه.همه ی درد با به دنیا اومدن نی نی تموم میشه


ba salam inshalalah ke khobi? mamnon babate rahnamaeiton doste khobameltemase 2a dar panahe hagh
مامانی محمد طاها
12 اردیبهشت 92 23:52
سلام قسمت مدیریت وبلاگ

پیوندهای وبلاگ میتونید آدرس وبلاگم رو اونجا کپی و پیست کنید بعد اسم وبلاگم یا هر چی که دوست داشتین بنویسید

با تبادل لینک میتونید از وب هائی که خوشتون میاد هر روز دیدن کنید و یا حرف بزنید و برا هم نظر بزارید
azizam mishe adrese daghighe veblageto baram bezari har chi migardam movafagh nemisham peydat konam mamnon
راستی یک روز دیگه از بارداریتون به سلامتی تموم شد به همین زودی

منتظر دیدن نی نی کوچولومون هستیم


مامانی محمد طاها
13 اردیبهشت 92 9:17
سلام احتیاج به گشتن نیست زیر همه نظر ها نوشته سایت روش کلیک کنی سایت نظر دهنده میاد http://mohammadtahasamadi.niniweblog.com/
مامانی محمد طاها
14 اردیبهشت 92 15:13
پایدار باشید


سلام عزيزم بالاخره موفق شدم وبلاگ زيباتون رو ببينم ماشاالله و الله اكبر به جون اين پسر نازنينت وبلاگتون عالي بود براتون آرزوي بهترينها رو دارم انشاالله هميشه صحيح و سالم در كنار هم زندگي كنيد زير سايه آقا امام زمان (ع) در پناه حق
مامان طاها
16 اردیبهشت 92 11:50
ان شا الله که به زودی و به سلامتی پسر گلتونو بغل کنید. منتظر عکسهای گل پسری میمونیم.
دخملی شکلک
17 اردیبهشت 92 3:03