آقا ماهانآقا ماهان، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

ميوه باغ زندگيمون آقا ماهان

انتظار شيرين

1392/2/17 5:43
نویسنده : راحيل و صباح
160 بازدید
اشتراک گذاری
يك هفته گذشت و وارد هفته ٣٦ شديم الان كه دارم برات مينويسم تنهام مثل هميشه اما تا تنهائي ميخواد اذيتم كنه تو وول ميخوري و با تكون خوردنت به من اين اميد رو ميدي كه تنها نيستي ماماني منم اينجا باهات هستم. پنج شنبه كه گذشت ساعت ١٠.٣٠ با دكتر قرار داشتم و طبق معمول من و بابائي كلي ذوق زده رفتيم تا صداي قلبت رو بشنويم و دكتر همه چيز رو چك كرد و همه چيز عالي بود در ضمن جواب سونوئي كه هفته قبل رفته بوديم برا خانم دكتر فرستاده بودن و گفت كه آقا ماهان ما در هفته ٣٤ بارداري ٢ كيلو و ٦٠٠ گرم وزنش بوده ماشاالله به پسر گلم كه خوب رشد كرده و تپلي شده. روز جمعه خاله سپيده كه يكي از دوستهاي خوب ماماني هست اومد خونمون برامون از ايران گز آورده بود دستش درد نكنه، ماماني هم كه عاشق شيريني سريع خورد تا چشمهاي پسرش زاغ نشه، روز شنبه هم خونه خانم رضوي مامانه خاله هدي دعوت بوديم برا شام رفتيم و خيلي خوش گذشت تا ساعت ١.٣٠ شب اونجا بوديم كلي خنديديم فكر كنم به تو هم خوش گذشت چون همش تو دل ماماني داشتي وول ميخوردي. از امروز برات بگم پسر گلم كه بابائي مثل هميشه كلي زحمت كشيد تو خونه آكواريوم رو تميز كرد، كولر گازيهارو وصل كرد، كمدها رو مرتب كرد بالكن رو تميز كرد و گلدونهارو هم آب داده آخه دلش ميخواد وقتي شما تشريف مياريد كاري تو خونه نمونده باشه و بتونه تمام وقتش رو با پسر گلش باشه. من و بابائي داريم لحظه شماري ميكنيم برا ورود شما آقا ماهان جيگر مامان و بابا دوست داريم. از خداوند بزرگ ممنونم بابت اين حس زيبا كه نصيبم كرد از خودش ميخوام كه مواظب خونواده كوچيكمون باشه آمين يا رب العالمين.
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان زهرا
17 اردیبهشت 92 5:44



سلام عزيزم عكسهاي آقا ايلياي گل رو ديدم و كلي لذت بردم اميدوارم هميشه در كنار هم شاد و صميمي زندگي كنيد
مامانی محمد طاها
17 اردیبهشت 92 9:29
سلام سلام به مامانی ماهان این روز ها خوب استراحت کن که نی نی به دنیا بیاد دیگه از خوای باید خداحافظی کنی

در مورد سوالتون هم بعد زایمان طبیعی میتونی بلند شی هر کاری میخواهی بکنی فقط مواظب باش یبوست نکنی که خیلی مهمه حتما کاچی درست کن بخور

خوش بحالتون که میزارن همسرتون موقع زایمان کنارتون باشه اینجا آرزو خیلی از مادر ها هست

فقط موقع زایمان استرس نداشته باش به همسرت بگو اگه دوست داشتی ماساژت بده خیلی کمک میکنه اگه سردت شد روت پتو بکشه و فقط ریلکس باش تا هم نگفتن زور بده اصلا زور ندی که دهانه رحمت سفت میشه و زایمانت مشکل تر راستی زایمان طبیعی یک چیز خداددادیه به نظرم خیلی راحت تر از سزارین فقط موقع لزوم سزارین



ببخشید خیلی حرف زدم






salam azizam mamnon babate nazar v rahnameiton man ham kheyli khoshhalam ke hamsaram kenarame ama esteres khodesh miyad daste khodam nist baram 2a konid baz ham be veblagam sar bezanid roye mahe gol pesareto mibosam movazebe khodeton bashid dar panahe hagh
زيبا
18 اردیبهشت 92 12:48
از اين روزها نهايت استفاده رو ببر اين تنهايي ها ديگه كيميا ميشه ديگه نميتوني خلوت خودت رو داشته باشي همچنين اين انتظار شيرين برات يه خاطرهي قشنگ ميشه كه مثلش رو ديگه پيدا نميكني
اميدوارم روزهاي خوبي رو با اومدن ني ني گلت داشته باشي
سالم باشي [

salam azizam khobid? man ba nazareton movafegham ama fekr konam bad az 5 sal tanhaei dige hich vaght delam nakhad be in sokot v tanhaei bargardam midonid inja hame gharibe hastand v hich kas jaye khonevadeye adam ro nemigire manon babate 2aye zibaton az khoda salamati v khoshbakhti ro baraton khahanam
مامان ماهان
18 اردیبهشت 92 14:33
ديشب موقع خواب ياد شما افتادم؛توي ليست وسايل كه بيمارستان به من داد قاشق جايخوري هم بود؛خيلي لازم بود؛ساعات اول كه بجه نميتونست سينه رو بكيره جند قطره شير از من ميكرفتند و توي قاشق بهش ميدادن؛


سلام خانمي خوبي عزيز دلم؟ فدات بشم كه به فكره من هستي باور كن باعث دلگرمي من هستيد براتون آرزوي موفقيت دارم در كنار خونواده گلتون